رباعی امروز
رباعی امروز
1) کفشهایت بالای سرم روی طاقچه اند ومن هر شب خواب آمدنت را می بینم... 2) زندگی ام کیف پول گمشده ایست در دستانت آنقدر خالی ام که هیچگاه دنبالم نمیگردی... 3) نه اینکه شاعر نباشم زیبایی ات با ادبیاتی حرف میزند که من الفبایش را نشنیده ام... مجموعهي
شعر « بلوط هاي جوان » شامل شعرهاي هفت شاعر جوان استان ايلام به كوشش "جليل
صفربيگي" منتشر شد: ۱) داشتم به تو فکر میکردم سر از اینجا در آوردم هر چه که فکر میکنم سر از اینجا در نمی آورم ۲)برای اینکه به هم برسیم باید برادرم را بکشم تا از سربازی... تو را درون خودم میکشم تا تنها برادرم زنده بماند... نه در ساحل نه توی قایق باشد یا اینکه نگاهش به دقایق باشد این حرف قبیله های روشنفکر است اینجا دختر نباید عاشق باشد چند کار کوتاه: ۱) بر نیمکت اولین قرارمان جای تو نشسته ام تا جای خودم خالی باشد. ۲) باران گلوله گلوله باران درختهایمان بلوط شدند. ۳) در اتوبوس نشسته ام چند صندلی آنطرفتر دختری که... اتوبوس سالهاست در من راه میرود و من یادم نیست کدام ایستگاه پیاده شده ام. من از بغل مرگ ملایم باشک هی آمدم و رفتم و دایم باشک من خسته شدم خسته شدم خسته شدم از زندگی همیشه قایم باشک با این همه قال وقیل عاشق شده ای ناخواسته بی دلیل عاشق شده ای من روی تمام حرفهایم با توست ای عشق خداوکیل عاشق شده ای؟
کجا دیده ایی که خورشید بدن؟...
2) این علمهای توست
باد را تکان میدهد...
3) نمیدانم چرا وقتی از امام حسین(ع) حرف میزنم
ماه کامل است...
ادامه مطلب
گرگی درون شکمم زوزه میکشد...
2) آزادی
آزادی
آزادی
آزادی فقط یک میدان است...
3) دیگر خودم را جای کسی نمیگذارم
یکبار خودم را جای پدر بزرگ گذاشتم
پیرشدم...

